***تمام نا تمام من با تو تمام می شود***
بکوش عظمت در نگاهت باشد، نه در آنچه که بدان می نگری - آندره ژید
اين روزها توي يكي از سرد ترين شهر هاي ايرانم، اونقدر سرد كه وقتي از دانشگاه برميگردم، نوك انگشتام و لبم و اشك توي چشمام يخ ميزنه! ولي لذتي داره غير قابل وصف. مني كه تو دوران كاردانيم حتي يه نيمرو هم بري خودم درست نكرده بودم ) نه اينكه بلد نباشم ها ، نه! مامان بتي نميذاشت، اين روزها حسابي مشغول آشپزي ام، البته اگه درسهام بذارن كه چيزي جز نيمرو و املت درست كنم چند روز پيش توي اتاقم بودم و داشتم كارهامو مرور مي كردم كه يهو چشمم افتاد به پنجره كه ديدم سايه ي دونه هاي برف افتاده رو پنجره... ادامه دارد .. بابایی دلم برات خیلی خیلی خیلی تنگ شده میدونم که این روزها بیشتر از همیشه دل نگرونمی و بیشتر حواست بهم هست. دلم هوایی شده یه عالمه دلم هواتو کرده مراقبم باش بابایی جونم " تولدت مبارک بابایی " اولین نیمروی دانشجویی ام رو بالاخره خوردم! نمیدونم شاید شکست خوردم که بتونم زندگی رو یه جور دیگه ببینم. شاید که نه، چیزی جز این نمیتونه باشه. مگه نه؟ دنیا هر جور که میخوای باهام تا کن من کم نمیارم! کم نمیارم ! چون من راستی اگه فکر کردی که باز هم موهای سفید جلوی سرم رو با قیچی از ته کوتاه میکنم مثل قبلاً ها!!، کور خوندی! اتفاقاً خیلی با افتخار هم به همه نشنشون میدم که بدونن در جدال با تو کم نیاوردم. من سهمم رو از تو میگیرم جناب آقای دنیا خان! هنوز ندیدی یاسمن چه خشونتی میتونه باهات داشته باشه ! * عمو مدبر، عموی بزرگ مامانی ِ من ِ که هنوز مجرد ِ ، خیلی دوست داشتنی ِ . * مامان بتی ، مامان بزرگِ ماددری ِ ناز ِ من ِ ! * ممد آقا هم یه موجود دوست داشتنی مثل باباییم ِ . پ.ن : این روزها بیشتر از روزهای دیگه شکر گزار محبت های تو ام خدا. دوست دارم خدا. ![]()
![]()

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

